
ما دیر رسیدیم.
اما دست خودمان نبود.
ما چگونه می توانستیم زودتر بیاییم در حالیکه بلیط تقدیرمان برای هزار و ...
بعد تاریخ خورده بود.
آن زمانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه 1 دست
امیرالمومنین علیه السلام را بلند کردند و فرمودند:
"من کنت مولاه فهذا علی مولا"
چقدر ما در عدم، خون دل خوردیم و حسرت کشیدیم و آرزو کردیم که ای کاش
در کنار آن برکه مقدس می بودیم و دستهای کوچکمان را نه بر دستهای مردانه
علی علیه السلام که بر خاک پای علی علیه السلام می کشیدیم و
می گفتیم: رای آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی و می گفتیم:
بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و ولدی و می گفتیم...
و خدا که این همه اشتیاق و حسرت را در دلهای ما دید، دلش نیامد که ما را
بی 1 بگذارد.
رحمت بی انتهایش اجازه نداد که ما را در برهوت هستی بی چراغ امامت رها کند.
و غدیر را تداوم بخشید و مقرر کرد که پیامبر خاتم همچنان تا آخر عالم ایستاده
بماند و هر زمان خورشیدی از منظومه ولایت را در دست بگیرد و اعلام کند که
"هر که من مولای او هستم از این پس ..."
و اکنون با چشمهای دل، به روشنی پیامبر را می توان دید که در کنار غدیر
خلقت ایستاده است و دست امام زمان علیه السلام را در دست گرفته است
و می فرماید:
"من کنت مولاه فهذا مهدی مولاه"
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله
خدایا دوست بدار هر کس که او را دوست داشته باشد و دشمن باش با هر
کس که با او دشمنی کند و یاری کن هر کس که او را یاری کند و خوار کن
کسی را که بخواهد او را خوار کند.
این "غدیر" این "پیامبر" و این "دستهای روشن امام زمان علیه السلام"
خدایا به حق مهربانیت و به حق غربت امام زمان علیه السلام، ظهورش
را برسان تا عید غدیرخم امسال را با مولایمان جشن بگیریم.

تعجیل در فرجش صلوات
برچسب:
نویسنده: رضا قربانی