او انتقال دهد و جسم او نيز در تب و تاب و بيماری افتد و با شيعيان رنجورش
همدرد گردد. هيچ بعيد هم نيست وقتی برای فرج او دعا می كنيم،خداوند
گرفتاری شيعيانش را برطرف سازد و اين امر به طور غيرمستقيم گشايش و
آرامشی برای او پديد آورد.
شخصی به نام رميله میگويد: در زمان اميرالمؤمنين علی عليه السلام سخت
بيمار شدم تا آنكه در روز جمعه قدری احساس سبكی كردم. باخود گفتم: بهتر
از هر چيز اين است كه آبی بر روی خود بريزم و بروم پشت سر اميرالمؤمنين
نماز بخوانم. همين كار را كردم، آنگاه به مسجد رفتم. وقتی آن حضرت بالای
منبر رفتند حال من دوباره سخت شد. وقتی اميرالمؤمنين از مسجد برگشتند
و داخل دارالحكومه شدند، من هم همراه ايشان داخل شدم. ايشان به من
فرمودند: ای رميله، ديدم به خودت می پيچيدی! عرض كردم: بلی. جريان
بيماری خود را برای ايشان تعريف كردم و انگيزه حضور خود را در نماز بيان
داشتم. ايشان فرمودند:
«ای رميله، هيچ مؤمنی بيمار نمی شود، مگر اينكه ما هم به خاطر بيماری
او بيمار می شويم، و غمگين نمی شود مگر اينكه ما هم در غم او غمگين
می شويم، و هيچ دعايی نمی كند مگر آنكه به دعای او آمين میگوييم، و
سكوت نمی كند مگر آنكه ما برايش دعا میكنيم.»
عرض كردم: ای امير مؤمنان، فدايت گردم؛ اين گفته شما حتما مربوط به
كسانی است كه با شما در اينجا (دارالحكومه) هستند. (يعنی كساني كه
شما آنها را می بينيد و از حالشان با خبريد) پس در مورد آن كسانی كه در
ديگر جاهای زمين هستند چطور؟
امام در جواب فرمودند: «ای رميله، هيچ مؤمنی در شرق و غرب زمين از ما
پنهان نيست.(١)» آری، اگر پيوند ميان امام و شيعيانش را به خوبی درک كنيم
بيش از پيش او را غريب و دلشكسته خواهيم يافت و برای رفع غربت و
دلشكستگی اش بيشتر تلاش و دعا خواهيم كرد.
١) معرفت امام عصر عليه السلام/ صفحات ٢٩٩ و ٣٠٠ با تغييرات و اضافات
برچسب:
نویسنده: رضا قربانی