با مفهوم نياز ايشان به فرج الهی ناسازگار است. برای اينكه تصوری اجمالی
از گرفتاری های امام عصر عليه السلام داشته باشيم توجه شما را به
كم شمار بودن ياوران آن حضرت و كثرت دشمنان ايشان و علت غيبت
ايشان جلب می كنم. در برخی روايات ذكر شده كه امام عصر غيبت خواهد
گزيد، زيرا اگر جز اين باشد كشته خواهد شد و با كشته شدن او سلسله
امامت گسيخته شده، نظام آفرينش دچار اختلال میشود.
شدت غربت آن حضرت تا بدين حد است كه اگر ايشان پيش از فرا رسيدن
فرج كلی از حال غيبت (يعنی زندگی ناشناس) به در آيد و خود را معرفی كند،
دشمنان بر او خواهند تاخت، او را خواهند كشت و با او شبيه همان رفتاری را
خواهند كرد كه با اجدادش كردند. آيا اين زندگی آميخته به نا امنی و خفا،
نوعی گرفتاری به شمار نمی آيد.
آيا اين رواست كه همه ما بتوانيم شناسنامه داشته باشيم و نام و نشان
خود را در جامعه مطرح كنيم و از حقوق اجتماعی برخوردار باشيم، اما برای
آن حضرت اين امكان وجود نداشته باشد كه حتی خود را به نام معرفی نمايد؟
اگر كسی اين را گرفتاری نمی داند، پس گرفتاری را در چه چيزی می بيند؟
آيا شما گمان می كنيد كه امام زمان عليه السلام دوست ندارد در جمع
دوستان خود بنشيند و با آنها در شرايط امن و امان سخن بگويد؟
يا اينكه امام زمان عليه السلام دوست ندارد با خويشاوندان خويش يعنی
با سادات كه عمو زاده های ا و به شمار می آيند، مانند ديگر مردم كه با
خويشانشان رفت و آمد دارند، ارتباط داشته باشد و علناً صله رحم
به جای آورد؟
تعجیل در فرجش صلوات
برچسب:
نویسنده: رضا قربانی