خرید بک لینک
عقيده به حضور امام غايب بر روی زمين و اعتقاد به اينكه امامت او

در همين عصر نيز برقرار است، از بزرگترين نمونه های ايمان به غيب است.

چنانكه عقيده به حتمی بودن بهشت و دوزخ بدون اينكه آنها را ديده يا

لمس كرده باشيم از نمونه های چنين ايمانی است.

اگر پيامبر راستگو فرموده كه بهشت و دوزخ حق است ما آن را می پذيريم

و به آن ايمان می آوريم، همين طور است وقتی كه پيامبر خدا به ما

خبر می دهد كه همواره تا روز قيامت در ميان مردم يكی از افراد خانواده

من به عنوان پناه برای آنها حضور خواهد داشت و امتم نمی توانند

به او توسل جويند و از او بهره مند شوند ولو آنكه در غيبت باشد.

ايمان ما به غيب در اينجا به اين معنی است كه گفتار پيامبر را تصديق

كنيم و به آن در دل و عمل پايبند شويم ولو آنكه آن امام را در ظاهر نديده

باشيم و به مفيد بودن توسل به او معتقد بمانيم ولو آن كه برای مدتی

اثر و فايده اين توسل را به چشم خود نبينيم. ما نبايد بپنداريم كه چون

امام زمان ما غايب است امكان استفاده از ايشان وجود ندارد و اگر

آنحضرت ظاهر بود همه ما از ايشان به راحتی استفاده می كرديم.

اين فكر از چند جهت اشتباه است. اول از اين جهت كه ظهور علنی ائمه

در جامعه به معنی اين نيست كه برای استفاده از ايشان هيچ امتحانی

در ميان نباشد. تجربه مردم روزگار پيامبر و يازده امام پيشين نشان می دهد

كه برای مردم آن روزگاران نيز امتحاناتی وجود داشته و چه بسيار می شده

كه تنها افراد معدودی در كنار پيامبر و اميرالمؤمنين و فرزندان ايشان باقی

می ماندند و ديگران از صافی امتحانات عبور نكرده، و در نتيجه از بهره مندی

از آن بزرگان محروم می ماندند.(١)


١) ماجرای صدقه قبل از نجوا و داستان تنهايی اميرالمؤمنين پس از

سقيفه و حكايت صلح امام حسن و غربت امام حسين و تقيه شيعيان

از ابراز عقيده و دشواری ارتباط با ائمه در دوران های بعد از اين قبيل است.

برچسب: نویسنده: رضا قربانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 14:28

صفحه بندی